قالب وبلاگ


آفتاب کنگان
 
نویسندگان
نظر سنجی
کابر گرامی چه مطالبی را در این وبلاگ بیشتر قرار دهیم؟







جعبه حدیث

ذکر روز
بزرگ مرد تاریخ

جملات قصار

دانشنامه مهدویت
دیگر امکانات
شلمچه را از آن جهت وادی نور نامیده اند که معبری از خاک بود تا افلاک، و آنانی که به خاک دل نبسته بودند در آنجا افلاکی شدند، وادی نور نامیده اند چون خون کربلای حسین در رگانش جوشیده است و آنرا کربلای ایران نامیده اند.


یادداشتی به قلممهدی عالی زادهدرجواب توهین اخیرهفته نامه نصیر به شلمچه وخاک دفاع مقدس:
شلمچه را از آن جهت وادی نور نامیده اند که معبری از خاک بود تا افلاک، و آنانی که به خاک دل نبسته بودند در آنجا افلاکی شدند، وادی نور نامیده اند چون خون کربلای حسین در رگانش  جوشیده است و آنرا کربلای ایران نامیده اند. چون صدای «هل من ناصر» حسین (ع) هنوز در فضای نورانی اش بگوش میرسد، هنوز فریاد یا اخا ادرک اخای ابالفضل دلاور به گوش جان می شنوی، اگر پنبه های گوشت را برداری صدای ناله ها و گریه های زنان و کودکانی را می شنوی که به هر سو هراسان در پی ملجا و پناهگاهی اند.
آری باید که چشم دل باز کنی تا که جان بینی آنچه نادیدنی ست آن بینی.
آقای سرخوشِ ناخوش، شما که چشم دلتان کور است چه انتظاری از شما باید داشت .
آیا جز سگ وحشی و دستشویی و پشه های خونخوار چیزی از منفذهای سرتان قابل  رویت هست؟! هرگز! آنجا درست گفتی بایستی سم پاشی شود آنجا، سم پاشی شود قلبهای کلب ، بایستی سم پاشی شود چشمهای نامحرم و مسموم و گوشهای غریبه و سمپاشی شود قدمهای ناپاک و بی معرفت، بایستی سمپاشی شود احوالات ناخوشِ، شما که جوانان پاک و بسیجی این سرزمین مقدس را خردسال می دانی چه شناختی از این ملت شهید پرور دارید؟!
آیا در قاب شیشه ای منزلت تا بحال عکس شهیدی را دیده ای یا فقط عکس شهدا عمل میکنی؟! آیا ایثار مادر شهیدی که همه فرزندانش را فدایی راه انقلاب و رهبرش کرده و بر آن افتخار میکند را نشنیده ای؟! یا فقط به یاوه گویی های شبکه های ماهواره ای بیگانه گوش می دهی و مقلد قلم به دست آنانی؟!
راستی تو که کربلای ایران را مشتی خاک و چند قبر یافتی چگونه ناآشنا با این فرهنگ حسینی  با احوالاتی پریشان راهی کربلای حسین شدی؛ بهتر نبود که تراوش احساساتت را در کیش ،دبی یا آنتالیا و یا هر آشیانی که بوم احوالاتت خوش نشین تر بود می سرودی. شما را چه و کربلا رفتن!!!
راستی آقای سرخوش امام حسین (ع) کجای احوالات ناخوشت بود؟
شاید مجال نبوده تا خرده بر امام حسین(ع) هم بگیری که چرا علی اصغرت را با خود برده ای، چرا این همه زن و فرزند را با خود همراه کرده ای، اصلا به زوار حسین (ع)هم خورده بگیر که چرا به کربلا می آیید، شاید کشته شوید.
آقای سرخوش! بدان که
                                         در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن             شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
 نمی دانی بدان و آویزه گوش سنگین خود و اربابانت کن؛ قرنهاست که ندای هل من ناصر سیدالشهداء(علیه السلام) در پهنه زمان جاری است و چون نسیمی حیات بخش هر زمین مرده ای را به حیات عشق بارور ساخته است.
ندای حسین تا ابدیت جاری ست و این چنین است که گویی همه تاریخ یک روز است و آن روز عاشوراست.
و در پایان به برادران ارشاد:
آقای دکتر!! نصیری که بصیر نباشد و سره از ناسره تمیز ندهد و ارزشها را بی ارزش جلوه دهد بهتر نیست که....  منتظر اقدام انقلابی  و ارزشی شما هستیم .
نگذاریم که شهدای گمنام و غریب شلمچه، بی نشان و مظلوم تر از همیشه بمانند.
نگذاریم که مردان غریب جبهه ها در سه راه شهادت به فراموشی سپرده شوند.
یادمان باشد که ما خون داده ایم     یک بیابان مرد مجنون داده ایم
یادمان باشد پیام آفتاب                  دست نااهلان نیفتد انقلاب
                                                     شادی روح شهداء و امام شهداء صلوات



[ سه شنبه 7 آذر 1391 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ سعید صفایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

جان خود در ره "اولاد علی" می بازیم
همچو "مالک" به "عدوان علی" می تازیم

ای که گویی که خلایق ز "ولی" خسته شدند
کوری چشم تو بر "سید علی" می نازیم
مقام معظم رهبری

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
وصیت نامه شهدا
اخبار سیاسی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو