قالب وبلاگ


آفتاب کنگان
 
نویسندگان
نظر سنجی
کابر گرامی چه مطالبی را در این وبلاگ بیشتر قرار دهیم؟







جعبه حدیث

ذکر روز
بزرگ مرد تاریخ

جملات قصار

دانشنامه مهدویت
دیگر امکانات
گپ یومیه:خاطراتی از کنگون قدیم (8)

هد اگ؛ "هد گ "

 روزای که دریا، پر، خالی ویبید وگاهی بو سهکی نفسش ازخور گز بلبل ،  تا خور عبدالسلام تا باغ شیش سی خیلی ها قاصد بید. که اوو عوض ا بیده و موج وکف با حرکت خشون نشون میدادن که از سکون وکم تحرکی بدشون میاد وپاکی دریا با غوغی موجش تو طاقچه ی خونه های محل و   با لالایی خوندن  دیای قدیم سی طفل ها ی  آنروزا قاطی  ویبید ومی پیچید  سی اونای  که مردای امروز هسن، تو محتک وکروپیچ، خواب ناز میرفتن،  لالایی دیا برای طفل ها  از دگایگ خوآور تر بید. سی چه که تو لالایی دیا به بچه ها درس تلاش وزحمت میدادن وشفارش میکردن که رفتن به مکتب وخوندن درس امید آرزوی اونا هس، که باید براورده ویبید. وبچه گتر هم لب دریا محل بازی شون بید. وقتی موج جلو می اومد عقب می رفت ری او لمرای مرطوب که راه می رفتن جی پاشون می موندتا موج بعدی اما از و اثر پاها فقط خاطراتی بیشتر نمونده، یکی از مشغولیاتی که بچه  ها داشتن، هد گ بید، با خیط ومکسرگاهی هم با مشخله ومکنار و آرد. وبیشتر موینایی که ای طوری میگرفتن، می بردن خونه  وتو توه ه نونی می برشندن وبا خرما می خوردن که چه بامزه بید و مقووی. ومحل صید  تو گوودی بید... و سی قلاب طی اسکلی آهنی وپله ی آهنیش که ماشوه ها  ریش، می بسن، ویا ری اسکلی سنگی سی جی هداگ روزای که نببر بید با هم کلنجار بیدن، اوزاره هداگ با خیطی چند متری، بلط یا مهره یا یه سنگ سی لاخ وچند تا قلاب تو قوطی چبریتی وبعضی هم شباط سی شب درس می کردن، سی هدگ با جالبوت وسایل بیشتری می بردن ومنتب باشون بید. چند تی هم با بوچ تو کیسه نیلونی یا با بند یه چی در حد جلیقه  شنو سی هدا گ  درس میکردن، ئیم یا (هیم) از کرم ودوچ وبلبوح و د مبل هایو وخمیر و نغر وکمچه تا گوشت بعضی موینا مثه، چلغ لغ ،  حشینه و چش برو .وپشت سوزو و.... کرم  لب دریا گاهی وقتا که عامله می کشیدن یا بین پر خالی او، با نصف حشینه وسوت زدن و پیدا وابیدن کرم  از جیی که موج عقب میرفت کرم از سوراخی بیرون می زد سی حشینه بخوره ومی گرفتنش وتو قوطی،... دو چ وبلبوح ودومبل هایو ایناهم تا دلت بخوات زیر سنگهای لب در یا البته با مراسم خاص.  وبچه ها بیشتر از سر سرگرمی وبازی سی هداگ میر فتن وکنار او تو دریا شنو میکردن، ستاره وسینی ازی چیا هم جمع میکردن ، ومعمولا موینای که می گرفتن با شباط : شبشبو/ بیاه / ودنور واسلاس بید. وکم بیش موینای : زمین کن ، اگل، ارازی، شعری، با قلاب وخیط میگرفتن،یه برنامه خاصی هم سی گرفتن موین داشتن،مثلا : تا موین نبر می زد  ری خیط شب میزدن، بلکه وی مشتن تا موین فلاب ببرت وبعد میزدن ریش تا اساسی موین قلاب غیط داده باشت.     وسر سنگ وجای خوب سی هدا گ هم اسم سی خوشون داشت. تو یکی از اوزوزا که نببر خوب بید، حموود که ری حساب سابقه  ونرگدیش ری سنگ پهنی، همیشه می رفت واونجا می نشس، چن تا بچی دیگه هم ای ور و اوبر و ایساده بیدن.... او روزکو هم رفت اونجا وشروع کرد خیط انداختن و هبیث هم نببربید. عبود که خیلی هم خوش نیت بید ومعمولا بدردش  می خورد...  حموود هم خوش نداشت که کسی غیر خوش کارش روو باشه، اومد گفت حالا خیططت شییر ویبوت ، هی کوود کردی؟  یه کمی  هم  وال تا مو هم اینجا هدگ کنم. ...  رما دد بستن. تو گوش حموود نرفت که نرفت، عبود نشست وسی ری دس حموود سی می کرد. وبعد یه مرتبه به حمود گفت فهمیدی بوام  اینا دیشو از گطر رسیدن ؟ حمود با بن کنگش یه کمانچه ای زیردماغش کشید وگفت ها ع راس میگی چه اورده؟ عبود گفت هیچ یه دلی حلوا مسقطی یه کمی هم ؟سم  سبال . ..  والی یه کمی جات هداگ کنم. افرین ؟ و.. حموود گفت : بیو بووا  مو از کی سیت میگم بیو،  بیو هداگ کن  مو وتو ازی حرفا نداریم.. بیو وعبوود جی حموود ری سنگ  نشست وکلی کیفش کوک آبید ...   وبعد از تمام شدن وقت هداگ 0عبود  طرف خونه  راه افتاد.  حمود هم چند قدمی پس سرش گرفته بید ودما ش می رفت. نخیرحموود راه  خونه ی عبود هی میرفت . وخوش رسوند به  عبود، حموود  : خاب حلا که دیگه ه کمی حلوا مسقطی سی مو که میدی؟ عبود: اچوء سی چه حلوا ؟ حموود گفت: مگه نه مو جام دادمت تا هدگ کردی؟ عبود : برو عامو اولن تو صحاب اونجا که نیسی ؟ بعدش هم نه بوام از سفر اومده ونه حلوا داریم . فقط ای  یا د ت باشه که وقت خوبی وکمک  کردن فکرکن هرکس طرفتن، حلوا دارت یا بواش از سفر اومده  خا ب یادت نرت. .. حموود فهمید که چه اشتباهی کرده و....

  ( نام ها در این خاطره فرضی هستند)   

برگردان کلمات محلی:  

 هداگ / هدگ: صید ماهی با فلاب 2- پر وخالی : جزر ومد3-محتک : گهواره اولیه نوزاد 4- کرو پیچ : قنداق نوزاد 5-هیم /ئیم  : طعمه 6- نغر: هشت  پا 7- دوچ وبلبوح ودومبل هایو: تخم  خرچنگ/ وانواع حلزون8-کمچه: نوغی ابزی از خانواده حلوزونها 9: خیط : ریسمان ماهیگیری 10- شب: یکباره خیط را کشیدن 11- غیط : بلعیدن 12-کوود: خوب جمع کردی 13- رما د د: کلمه ای برای تحذیر14- گطر: کشور قطر 5ا- کمانچه ای زیر دماغش کشید: کنایه ازاینکه آب بینی را با پشت دستش خشک کرد.16- سم سبال: بادام زمینی 17- عامو: عمو 18- اچوء : ببین 19- نرگدیش: قلدر مابی 20-شییر : گیر کردن قلاب و.

 عبدالمجید اورا


طبقه بندی: گپ یومیه خاطراتی از كنگون قدیم،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ سعید صفایی ]

                                     

خاطراتی از کنگون قدیم

بقعه متبرکه معروف به [سید غریب] در ضلع جنوب غربی گلزار شهدای کنگان، که بویژه عصرهای پنج شنبه مورد زیارت و اهتمام خاص ، همشهریان و میهمانان از سالهای خیلی قدیم بیده، و اونجا خیلی از مردم بواسطه توسل و واسطه قرار دادن این سید عزیز بین خود و خدا با دعا و نذ ر به مرادشون میرسیدن و انشاء الله میرسن. و از اعتقادات قدسی بسیاری از مردم محل حساب ویبوت.

یه روزی، از روحانی معروف و دوست داشتنی شهرمون، مرحوم حاج آقا شیخ مرتضی میرزائی(رحمة الله علیه) درباره سابقه این آستانه سوال کردم؟ ، شیخ گرانقدر با حوصله و مهربونی بسیار،  پنجه های دسش، تو ریش پرپشتش فرو برد و سیمائی محزون و متفکرانه گرفت و روایت را با نقل از گترای قبلی شروع  کرد. :.... تاریخ دقیقی ازش ندارم، ولی می گن سالها پیش زمانی که  طلبه ها، سی درس خوندن به نجف اشرف معمولا پیاده هم می رفتن( مشرف  می شدن)، سید هم که مسیر برگشتش به کنگون می خوره ، ظاهراً ایشون از اهالی منطقه مهر فارس و او طرفا بیده، دور بری مغربی به کوزه گری می رسه، میاد می بینه تعدادی از اهالی تو محله دوربرهم نشستن، از یه طرف سیادت تازه وارد و چهره نورانیش، و از طرف دیگه حس قوی مهمون نوازی و ارادت ویژه به سادات جلیل القدر باعث ویبوت . که سید آن شب درکنار ملجا ومآمن ومیز بونی خوبی بیتوته کنه و حتی گعده گردان او شوو کو هم  از سید می خواد که روضه ی ابا عبدالله (ع) سیشون بخونه، و بعد روضه و خوردن شوم و کمی گپ و سالفه، سید همونجا به خوو و استراحت، باقی مونده شوو می گذرونه و صب  بعد از نماز، راه می افته و بسمت کووش و میره و میره تا می رست . .به تنگ اخترو اونجا،  یه "دُزسر گردنه ای " مسلح سر راهش میگیره ... وسی سید میگوت هر چه پول وچی داری بنه؟ و برو... سید سیش می گوت مو چی ندارم ؟.... و پس از جر وبحث دُز با تفنگ  به سید تیر میزنه! وسید می افته و جان به جهان آفرین تسلیم میکنه . دُز میاد می گردتش، چی پپدا نمی کنه.... و دز راه می گیرت  ومی رت جلوتر و اونجا هم به یه گله بزی و یه چی پون میرست. و اونجا  باز هم دُز بولکمی در میاره، و سی چی پون میگوت : یه کهره ی  سیم بگیر... چی پون می گوت، بفرما  همش مال خوتن، هرکمُُوتا که، کیفتن بگیر، دُز تفنگ گنش، مینه ری زمین و تو بیابون دُومِی کهره،  کهره قدیم هم که کارخونی نبیدن مثه اشکال مُت می کردن و د وو می کردن . تا دُز رفت دُومِی کهره.  ...  لابد؛ چی پون که دلش دید کرده بید با خوش گفته ؟ خونه خراب حالا کهره عدانی خوبو می گیره – بعد هم می گوت سرش ببر و بعد پاکش کن و بعد هم سیم کبابش کن..... چی پون،  همی طور که دُز غافل بید تفنگش واسد تیری زد زیر دس دُز،  دُز هم درجا  افتاد و جون داد. و چی پون تفنگ می اندازه و با گله بزی از اونجا دیر ویبود.... و بعد قافله ی از اونجا رد ویبن، می بینن  که یکی افتاده و مرده، همونجا دفنش می کنن، و میان یه مقداری ای ورتر، .... با جسد بی جان  سیدی جوون،   در مسیر روبرو میشن، خلاصه جسد سید رو، ور میدارن  و میارن با خُشون کنگون،  و چون محله کوزه گری از او سمت محله اولی کنگون بیده میان اونجا و پرس و سوال، میرسن  به میزبان، شوو گذشته سید و اونجا با اکرام و احترام  و غم اندوه  در حالیکه  نام و نشانی هم از سید نداشتن، تشریفات غسل و کفن و تدفین، اهالی قدر شناس و ارادتنمندان آل رسول (ص) از سید غریب که از او موقع دیگه ای اسمکو  جا افتاد.  و در مقبره قدیمی کنگان به خاک سپرده شد و زیارتگا ه مردم واقع وابید......               

 

برگردان کلمات محلی :

 

:1- گترا = بزرگترا 2- سی درس خوندن : برای ادامه تحصیل 3- دور بری= حدودای 4- ویبوت = می شود5- گپ وسالفه = حرف وصحبت ها  بیشتر در گذشته 6- کووش = سمت جنوب (قوس)7- چی پون = چوپان 8- بولکمی = شکمو – زیاده خواهی  وحریص بودن9=سیم(سی مو) = برای من 10- هر کمو تا = هر کدام 11- کیفتن = مایلی – دوست داری. 12-می گوت = می گوید 13- اسمکو =  نام -لقب  14- کهره = بزغاله 15- وابید = شد- قرار گرفت. 16- جون = جان 17- ای ورتر = این طرف تر18- شوو= شب هنگام

19- دُز= دُزد- سارق 20- می رت = می رود.....21- عدانی = بز یا بزغاله عربی منسوب به خواستگاه اولیه  این نوع دام در کشور یمن .

 

نویسنده: عبدالمجید اورا





طبقه بندی: گپ یومیه خاطراتی از كنگون قدیم،
[ یکشنبه 9 مهر 1391 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ سعید صفایی ]

(تجسمی نوشتاری ازمحله ی  مرکزی در کنگان قدیم)

 

کنگون قدیم؛ با محله ی  وسطی اش  که از لب دریا روبروی اسکله ی آهنی تا باغ لیموری درازا  داشت. با همین خیابون اصلی وکی چه های تنگ وباریک که از شمال وکوش وصلش وبیدن همینجا چش وگوش محل، بید. چپره، لب دریا محل خرید وفروش موین وحشینه و....صبحه گه، چنعد واسبیتی ودارو، خاروو...خرید وفروش ویبید. یه جفت پیرمرد (دوقلو) که بسکت موینی همیشه همراهشون بید واز دشتی می اومدن یه پای ثابت بقالی موین بیدن  وبشیر کازرونی ... البته  محلی ها هم تو کار بید ن. چه سی کاتخ وچه سی صور وچه سی سوغات وخریدوفروش.....ضی فه هائی هم که شی گراشون، گطر وبحرین وکویت بیدن .، با سله وبعضی هم با زنبیل پیشی می اومدن چپره که موین تازه بخرن موینا بعضی هاش ای قد، تازه بید ن،  مثه  هامور که تا توپاتیل هم، مت مت- می کردن!...

وقتی می اومدی تو براهه بوی گذر وروید وشبت وگشنیز پیاز تا زه وبا .دنگون و تماته خچو سه پنجو محلی یه حس خشی وامی جفتی.  د و تا کا سب درس حساب  بیدن که خدا رحمتشون که  "تا نگن" مرحوم شب انداز ومرحوم حمودی، هی چیای . که گفتم ری گونی یا زیراندازی بی شیله وپیله بساط می کردن وبدون ای که تربارشون ویترینی بچینن ! خوب وگنه خت  جدا کن همی که داشتن روبروت بید. ترازی شون میزون وچرب می کشیدن واگه یکی از لنگای ترازی که معمولا بلی بید اضافه وزن داشت او یکی را با سنگ ویا قوه پا سنگ سیش درس می کردن تا کوک کو ک باشه. ... تو همو کنا رو گوشه ها هم مرحوم منصور هم سنگ موروک مثه دوامه پیچ میداد. ویه یک تومنی هم  میدادنش...-

تا تو بازاریم  حکایتی بنقل از بنده خدائی بگم :  یکی از ناخدا ها از یه دکون داری می پرسه ؟ که ای روزا چه تو براهه خیلی دوماش می گردن؟ تا از خارج بیارم می خیم سفری وابیم؟ دکون دار می گوت. ای ی نگو ای روزا سی کرکم وبزار توسر می زنن؟ ناخدا هم می گو: ها راس . دکون دار می گو ؟ با خوتن، ای که بلد بیدم سیت گفتم. ... ..

نا خدا رفته بید ولنجی شاحن از بزار وکرکم اورده بید... ناخدا اومد طی دکوندار  همونای که گفتی اوردم ... دکوندار گفت حلا یه نیم کیلوی بیار تا بینم چه ویبوت ؟ نا خدا گفت ای عامو خونت آباد مو یه لنجی بار اوردم بقیه اش چه؟  دکون دار گفت همو روزی یه زنی  دومی کرکم وبزار می گشت. وبعد هم فهمیدم که  داداش فرستا ده بیده تو براهه، او هم دوباره سراغ مو اومده بید؟ ... راوی میگوت که یه سال بعد رفتم خونه نا خدا دیدم از درفداش تا  تو لیوانش همه پودر زرد ونارنجی وسرخن.. . از ناخدا سوال کردم اینا چنن ؟ گفت اللی سلمک اینا نونین، که خالوت تو سفره ام

 

نهاد ه  ...

       ...بالا تراز براهه تی میدون (فلکه) دکون میوه فروشی  منتقی (محمد تقی) کازرونی بید. خربزه وهندونه و....کل بنده ونار وسیب وآلو وانگور سی فروش داشت.انگورا معمولا تو لوده انگوری جلو دکون بید. که گنزای سرخو، پاری مال چنار شی جون پاری هم مال چپره  موینی خومون ری لوده انگوری کوود میکردن، خیلی هم جیل بیدن . وبا سلوچه علامت میدادن که اوقاتمون تحله نزیک نوابین.؟!اما قضیه عاموئی که پار وپیرار اوسا لکو به بچش قول انگور داده بید هم شنیدنی ین.... بچی با بواش هم از نزیکی انگورا رد ویبیدن که ؟ چش بچه به انگورا افتاد. او دهن کلکو اشکست؟ بچه سی بواش گفت : اف جون .از اینا که پار گفتی سیت می خرم. بوا که بهم خورده بید. گفت سی  دفعی دیگه . بچه گفت : الا حلا  خلاصه بوی بیچاره رفت طی منتقی وپاکت کاغذی مخصوص خرید ن گرفت واومد طی لوده انگوری ، بچه هم.... کم لور، ها بوا ازینا .  .  بوا شم می گفت صب کن مهل بده اشتو نکن همی طور باهم کلنجار بیدن ... گنزا هم تو سه طبقه دور سر بوا وبچه، دوره گرفته بیدن.بوا هی کش کش گنزا می کرد وشعر که بگیر کمر بگیر درخت بی ثمر بگیر سی گنزا می خوند. وسی بچه ش می گفت بوا  اشتو نکن ؟ پنه نکن ؟نخیر تو همی حیث وبیث گنزه گنه که از او انگور مس مس بید نهاد پس گردن بچه که لیکش رفت اسمون بوا ش پاکت انگوری انداخت تولوده انگوری.  وبا دندون کپ کرد جی نشک گنز وبه اصطلاح سم کشی کنه؟ یکی دوید برت سنگ گرم بیارت  بنت ری چی گز گنز...بچی کو یه کمی بله اروم گرفت ... منتقی با لهه شیرین کازرونی گفت : کاکو ای چی گنچوشاید خوب بشه چی گاز باوو خوب شدنی نی؟ بوا ی کو سی بچی  کو گفت : بوا خدا خیرت بده مال اشتو می کنی مهل نمی دی، پنه میکنی؟ ای هم عاقبت کارعجل عجلی؟ گنزهم که فراون گنز اینجا خوش کمن؟ از کازرون هم میارن،؟...

بالاتراز دکون منتقی دکون اسفند یار کلاتی بید وفروشنده تنقلات ووسیله  ها ی  پلاستیکی وربنی؟ بچی های محل هم یه شعری تو ای رابطه داشتن : نو، نو،  تو نی لون طی اسفندیار دونی پنج زار-

 وبالاتر، دکون حاج عبدالکریم کازرونی که آرد سی محل می اورد. بالا تر هم دکون مرحوم زار خلیل سفالی بید که نوشت افزار و... داشت و...

روبروی مسجد،  گاراج بید  سرویس بوشهربا اتوبوسهای  کل محمود وزاغی رفت وآمد می كردن.اونجا خوش حالت یه دکه مهمی داشت. بچه ها سی جمع کردن سر پلیت وتک وتوکی هم سی جمع کردن فیلتر سیگار اونجا میرفتن . جونای قدیم هم اونج جمع می شدن وبا هم وقت میگذروند ن . وصدی قهقهشون به اسمون میرفت... وتوهمون اطراف هم باغ لیموری از چشمه وپاریو اوو، سیش می اومد وصدا ی کورین وبلبل وبنجیر، سی هر عابری حس خاصی میداد... فضای سبزطبیعی که با یه پیرمردی رو بید. ویه بیل کچیک سه گوش.....  

خدا رحمت کند قدیمی ها را...یادشان بخیر.

برگردان کلمات محلی به فارسی روان:

1-چپره  = فروشگاه ماهی 2-براهه= بازار    3-لیموری = لیموئی    4- حشینه= ماهی ساردین   5-گه= زود

6-چنعد= ماهی شیر 7-اسیبتی/خارو/ دارو/هامور = اسامی ا نواع ماهی 8-مت ، مت= پرش9-تماته= گوجه فرنگی 10-روید= تربچه 11-بادنگون= بادنجان 12- دوامه= اسباب بازی چرخونکی 13-گنز= زنبور 14=سلوچه= نیش/ دنباله حشرات 15-لوده= ظرف جابجای ونگهداری انگور که از شاخ وبرگ همان درخت می ساختند.- 16- بزاروکرکم = ادویه وزرد چوبه17-کورین/ بنجیر: پرنده کوکو /گنجشک 18-سر پلیت = سر فلزی شیشه نوشابه 19-مهل = مهلت 20- پنه = تاریک کردن /سایه انداختن21- اشتو= شتاب22-ربنی =پلاستیكی 23-جیل= عصبانی 24=كوود= جمع زیاد 25-پاری = تعداد زیاد 26-تحله= تلخ 27-اللی سلمك= خدا سلامتت بداره 28-كه = كوه 29 داداش= خواهرش 30- لیوان= تراس جلو اتاق 31-موروك= گرد 32-شاحن= پر 33- شی گر= شوهر34-كاتخ = قلیه / خورش 35-پیش = برگ درخت نخل 36- پاتیل = دیگ /قابلمه 37- گذر= هویج 38- قوه= باطری قلمی بزرگ39- خت= خودت 40-خچو= چاق وچله 41 تانگن= تركیب محلی پیش نیاز استعمال یك كلمه غیر متعارف 42-ربنی = لاستیكی

عبدالمجید اورا





طبقه بندی: گپ یومیه خاطراتی از كنگون قدیم،
برچسب ها: نجوا كنگان، عبدالمجید اورا،
[ پنجشنبه 6 مهر 1391 ] [ 09:23 ق.ظ ] [ سعید صفایی ]




بقیه تصاویر در ادامه مطلب ببینید.....



ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار شهرستان،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 01:29 ب.ظ ] [ سعید صفایی ]

                         
مراسم تجلیل از سربازان یگان های نظامی و انتظامی شهرستان کنگان امروز (2 مهر 91) در حسینیه عاشقان ثارالله به میزبانی سپاه شهرستان کنگان با حضور فرماندهی محترم سپاه و یگان های نظامی و انتظامی برگزار شد.

مراسم با قرائت آیاتی چند از کلام الله قرآن مجید آغاز شد.
و سپس کلیپ هایی از دفاع مقدس پخش شد.

پاسدار محترم آقای حیدر ستم کش نیز در این مراسم مولودی امام رضا(ع) خواند.

جناب سرهنگ پاسدار حق شناس نیز با تشکر از حضور همه ی یگان ها در این مراسم به بیان خاطراتی از هشت سال دفاع مقدس و عملیات ها پرداخت.
همچنین آقای حق شناس در پایان سخنرانی سوالاتی پیرامون دفاع مقدس پرسیدند که سربازان یگان ها به سوالات پاسخ دادند و جوایزی به آنها اهداء شد و به همه ی سربازان 2 روز تشویقی داده شد.

در پایان مراسم به سربازهای نمونه یگان ها هدایایی تقدیم گردید.



طبقه بندی: اخبار شهرستان،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ سعید صفایی ]
                          

دفاع مقدس به روایت رهبر انقلاب       

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفته دفاع مقدس سال 83 در دیدار جوانان نخبه و دانشجویان با ایشان به تشریح گوشه هایی از حماسه آفرینی های جوانان در جنگ تحمیلی پرداختند. بازخوانی مجدد این پیام در شرایط فعلی حاوی درس های آموزنده ای خواهد بود.

اكثر این جوان هایی كه در جنگ نقش های مؤثر ایفا كردند، ازقبیل همین دانشجوها بودند وخیلی هایشان هم جزو نخبه ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود كه یك جوان بیست و دو، سه ساله فرمانده یك لشكر شد؛ آن چنان توانست آن لشگر را هدایت كند و آن چنان توانست طراحی عملیات را، كه هرگز نكرده بود، بكند كه نه فقط دشمنانی را كه مقابل ما بودند- یعنی سربازان مهاجم بعثی عراق- متعجب كرد، بلكه ماهواره های دشمنان را هم متعجب كرد.

ما والفجر هشت را كه حركت نشدنی و باورنكردنی است، داشتیم. درحالی كه ماهواره های آمریكایی برای عراق- لابد این موضوع را شنیدید و مطلعید- كار می كردند؛ اطلاعات به آن كشور می دادند؛ یعنی دائماً قرارگاه های جنگی رژیم بعثی با دستگاه های خبری آمریكایی و با ماهواره هایشان مرتبط بودند و آن ماهواره ها نقل وانتقال و تجمع نیروهای ما را ثبت می كردند و بلافاصله به آنها اطلاع می دادند كه ایرانیها كجا تجمع كرده اند و كجا ابزار كار گذاشته اند.

حتماً می دانید كه اطلاعات در جنگ، نقش بسیار مهم و فوق العاده ای دارد؛ اما زیر دید این ماهواره ها، ده ها هزار نیرو رفتند تا پای اروندرود و دشمن نفهمید! با شیوه های عجیب و غریبی كه می دانم شماها چیزی از آنها نمی دانید- البته آن وقت برای ماها روشن بود، بعد هم برای مردم آشكار شد؛ منتها متأسفانه معارف جنگ دست به دست نمی شود؛ یكی از مشكلات كار ما این است؛ لذا شماها خبر ندارید- اینها با كامیون، با وانت، به شكل های گوناگون، مثل این كه گویا هندوانه بار كرده اند، توانستند دهها هزار نیروی انسانی را با پوشش های عجیب و غریب و در شب های تاریكی كه ماه هم در آن شبها نبود، به كناره اروندرود منتقل كنند و از اروندرود كه عرض آن در بعضی از قسمت ها به دو، سه كیلومتر می رسد، این نیروهای عظیم را عبور بدهند به آن طرف؛ از زیر آب و با آن وضع عجیبی كه اروند دارد كه شماها شاید آن را هم ندانید.

اروند دوجریان دارد: یك جریان ازطرف شمال به جنوب است كه آن، جریان اصلی اروند است و رودخانه دجله و فرات هم در همین جریان به اروند متصل می شوند و با هم به طرف خلیج فارس می روند. جریان دیگر عكس این جریان است و آن، درمواقع مد دریاست.در این مواقع، آب دریا به قطر حدود دو، سه یا چهار متر از طرف دریا، یعنی ازطرف جنوب، می آید به طرف شمال؛ یعنی دریا سرریز می شود در رودخانه. با این حساب، یعنی اروند دوجریان صدو هشتاد درجه ای كاملاً مخالف همدیگر دارد.

به هرحال، با یك چنین وضع پیچیده ای، آن زمان ما در جریان جزئیات كار قرار می گرفتیم و آن دلهره ها و كذا و كذا رزمندگان اسلام توانستند به آنجا بروند و منطقه ای را فتح كنند و كار شگفت آوری را انجام دهند. این كار، كار همین دانشجوها و همین جوانان و همین نخبه هایی بود كه در بسیج و در سپاه بودند.





طبقه بندی: رهبر، دفاع مقدس،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ سعید صفایی ]
                                           
حجت الاسلام محمودی در خطبه های نماز جمعه درجمع نمازگزاران با محکوم نمودن اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم ( صل الله علیه و آله و سلم ) گفت:اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم در راستای پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی است./متهم اصلی در این جنایت به تعبیر مقام معظم رهبری آمریکا و صهیونیسم است.

حجت الاسلام محمودی در خطبه های نماز جمعه درجمع نمازگزاران با محکوم نمودن اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم ( صل الله علیه و آله و سلم ) گفت:اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم در راستای پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی است.

وی گفت:دشمن از گسترش اسلام و موج بیداری اسلامی منطقه به هراس افتاده است.

محمودی با محکوم نمودن حمایت سران آمریکا و کشورهای غربی و سکوت خفت بار سران عرب منطقه گفت:متهم اصلی در این جنایت به تعبیر مقام معظم رهبری آمریکا و صهیونیسم است.

خطیب جمعه با انتقاد شدید از سکوت خفت بار مجامع بین المللی و مدعیان دروغین آزادی در برابر این جنایت فجیع گفت:یک سوال اساسی مطرح است و آن اینکه آیا بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان دنیا بشر نیستند؟

امام جمعه از دولت جمهوری اسلامی ایران بعنوان رییس جنبش عدم تعهد خواست تا با استفاده از ظرفیت های این جنبش و سازمان های بین المللی خواست تا مقدمات محاکمه عاملان این جنایت در یک دادگاه تحت نظر قضات اسلامی فراهم کنند.

امام جمعه در بخش دیگر با گرامیداشت هفته دفاع مقدس گفت:دفاع مقدس گنجینه ای ارزشمندی است که مرور مستمر آن موجب و منشاء هدایت انقلابیون است.

محمودی افزود:دفاع مقدس آزمونی بزرگ برای کارآمدی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و کارآمدی هدایت مدبرانه و نقش والای ولایت فقیه بود. خطیب جمعه با گرامیداشت دهه کرامت و میلاد با سعادت امام رضا (علیه السلام ) گفت:دهه کرامت مقدمه ای برای آشنایی بیشتر با سیره ائمه اهلبیت علیهم السلام است.

وی افزود:چندین سال است که از سوی دفتر امام جمعه تعدادی از افراد مشهد نرفته به حرم مطهر رضوی اعزام می شوند که انتظار می رود با همت خیرین امسال نیز این امر محقق شود.

محمودی در پایان با اشاره به آغاز بهار تعلیم و تربیت گفت:متولیان امر تعلیم و تربیت جهاد علمی – اخلاقی – عفاف – پاکی – معنویت را سرلوحه کار خود قرار دهند./کنگان نیوز




طبقه بندی: اخبار شهرستان،
[ شنبه 1 مهر 1391 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ سعید صفایی ]

                                             

آفتاب کنگان" فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه کنگان 1391/6/31 در مصلای کنگان هفته دفاع مقدس را به ملت شریف اسلام، رزمندگان اسلام، خانواده های عزیز و معظم شهدا، جانبازان عزیز و آزادگان سرافراز و بسیجیان تبریک و تهنیت عرض نمود.

به گزارش آفتاب کنگان" سرهنگ پاسدار ابراهیم حق شناس عنوان کرد: هفته دفاع مقدس یادآور خاطرات تلخ و شیرین است همانطور که میدونید پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و قطع شدن پای همه ی بیگانگان از این کشور، آنها در صدد در آمدند که از صدور این انقلاب جلوگیری کنند، با توجه به نوپا بودن انقلاب ما تصمیم گرفتند که یک تهاجم نابرابر به خاک مقدس را برنامه ریزی کنند و همه کشور ها و ابر قدرت ها در این تهاجم صدام را انتخاب کردند.

وی ادامه داد: آنها تصمیم داشتند خوزستان را 48 ساعته تصرف کنند و زمیمه خاک عراق کنند با بهانه های واهی، و در نهایت در طول یک هفته مرکز کشور مقدس جمهوری اسلامی تهران و همه شهر ها را به تصرف در آورند شاهد این مدعا این است که وقتی سوسنگرد ما به تصرف دشمن درآمد و صدام حسین آنجا حضور پیدا کرده بود موقع مصاحبه با این ملعون ایشون به خبرنگار میگوید بقیه این مصاحبه را در تهران ادامه می دهیم ولی اینها کور خوانده بودند مردم، جوانان و رزمندگان ما را نمی شناختند هوشیاری مردم با نفس نسیمایی حضرت امام و اعزام مردم، موج موج به طرف جبهه ها با انجام عملیات های متعدد باعث شد دشمن به خودش بیاید و بداند که به کجا تهاجم کرده است.

حق شناس افزود: سپاهیان اسلام که اعم از سپاه قهرمان، ارتش دلاور، بسیج قدرتمند و نیروهای نظامی و انتظامی با عملیات های غافل گیری سعی کردند همان اوایل تمام خاک تصرفی ما را باز پس گیری کنند و به دشمن در خاک عراق ضربه بزنند ما دشمن را به عقب راندیم علی رغم اینکه کمترین تجهیزات و  معمولی ترین امکانات در دست نیروهای اسلام بود ولی از اون سمت نیروهای عراق که نه تنها مربوط به کشور عراق می شد تمام دنیا بلوک شرق بلوک غرب پشت این قضیه هواپیماهای مدرن، سلاح های مجهز، تانک های پیشرفته به کشور عراق کمک می کردند و با ما وارد جنگ شدند.

وی همچنین از امدادهای غیبی در دفاع مقدس گفت: بزرگترین امداد غیبی در جبهه این بود که ما با کمترین امکانات با سلاح های خیلی معمولی در برابر ارتش طاغوت و مسلح رژیم صدام و کشورهای حوزه خلیج فارس، شوروی سابق، آلمان، انگلیس، فرانسه، آمریکا که از همه نوع سلاح ها و تجهیزات را به صدام می دادند ایستادگی کنیم. ما از تعداد زیادی از کشورها اسیر گرفته بودیم که این را به ما می رساند کشورهای زیادی حتی سرباز به عراق کمک می کردند میشه گفت تمام دنیا در برابر ما بودند، از سلاح ها گرفته تا حتی گونی های سنگری که از کشورهای حوزه خلیج فارس به آنها کمک می شد و ما می دیدیم که روی گونی ها اسم چه کشوری نوشته شده است. این بزرگترین امداد غیبی بود که به کمک نیروهای رزمنده می آمد که رزمنده های ما دلشان مملوء از  ایمان و ارزش ها بود.

جناب سرهنگ پاسدار حق شناس از نقش مردم شهرستان کنگان در دروران دفاع مقدس نیز این چنین بیان کرد: مردم شهرستان کنگان هم مثل دیگر مردم سراسر کشور در این دفاع مقدس نقش به سزایی داشتند چه در بحث اعزام نیروی انسانی و چه در بحث پرورش فرماندهان با کفایت مثل سردار کارگر مثل آقای صابر و بقیه دوستان که در استان و کشور زبان زد بودند و تیپ استان بوشهر توسط فرزندان این مرز و بوم هدایت می شد و خیلی از گردان های عملیاتی ما که به عنوان افراد آچار فرانسه در تیپ امیرالمؤمنین حضور داشتند از این شهرستان بودند نیروهای شهرستان ما در دوران دفاع مقدس به یگان های مختلف اعزام می شدند ولی بیشترین اعزام ما به تیپ امام سجاد بود که با استان فارس ادغام می شد. ما تعداد 1350 نفر رزمنده فقط از شهر کنگان، بنک و شیرینو - عسلویه را از این آمار جدا کردیم.

حق شناس در پایان با بیان اینکه امروز استقامت ملت بزرگ ایران درسی بزرگ برای تمام ملت های آزاده دنیاست بر بازگویی و بیان خاطرات دوران استقامت و ایثار تاکید و اظهار داشت: یادگاران جبهه مقاومت و ایثار باید درسها و آموخته های خود را از دفاع جانانه و مقدس را برای نسل جدید بازگو نمایند. و از حضور تعدادی از خدام حرم مطهر رضوی در ایام میلاد امام رئوف و هفته دفاع مقدس در کنگان خبر داد. همچنین از شرکت حلقه های طرح صالحین در نماز جمعه تشکر کرد.




طبقه بندی: اخبار شهرستان، دفاع مقدس،
[ شنبه 1 مهر 1391 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ سعید صفایی ]

                                            http://www.booshehr.basij.ir/sites/default/files/4_129_6.jpg?1348028465

تاریخ سینمای آمریكا مشحون از آثاری است كه در جهت ترویج ارزش های آمریكایی، الفبای خیانت به بشریت و اعتقادات دینی و مذهبی را آموزش می دهند. از هم پاشیدگی نظام خانواده، ارزشهای معنوی و الهی در آمریكا به حدی است كه نسل امروز این سینما كه دست پرورده فیلمسازان ملعون، بی دین و مرتد پیشین هستند، به جای هرگونه تعارف؛ و به دور از حیا و بدون ابا از مجازات یا سرزنش دولتمردان آمریكایی، یك راست به سمت بهترین و والاترین برگزیدگان الهی انگشت اهانت دراز می كنند و در این اقدام، مسیحی و كلیمی و مسلمان نمی شناسند. سینمایی كه امروز نگاه ناپاكش را به سوی برگزیده برگزیدگان و خاتم و نگین انگشتری پیامبران الهی گردانده است، پیش از این بی حیایی هایش را در حق ادیان دیگر ابراهیمی روا داشته و هر یك را به گونه ای مورد بدترین اهانت ها قرار داده است.  

غافل از این كه این آخرین ایستگاه قطار سینمای صهیونیستی آمریكا و آخرین اقدام بی خردانه و كینه توزانه دشمنان اسلام است. اكنون در همه ی ابعاد اجتماعی آمریكا یك نوع سرخوردگی سیاسی متأثر از این اشتباه مشهود است، حتی سایه آن بر تبلیغات انتخاباتی، افكار نخبه های سیاسی و استراتژیست ها و طراحان خاورمیانه جدید سنگینی می كند و با موانع جدیدی بر سر راهبرد های قبلی كه هزینه سنگینی برای آن متحمل شده بودند رو به رو گشته اند.

مدیر مسئول فضای مجازی ناحیه کنگان، به نمایندگی از جامعه بسیجیان شهرستان کنگان، این ضایعه بزرگ را به همه مسلمانان دنیا تسلیت می گوید و همه امكاناتش را در راه مبارزه با نظام اسلام ستیز و كینه جوی آمریكایی و صهیونیستی به كار خواهد گرفت.




طبقه بندی: اخبار شهرستان، بیداری اسلامی،
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ سعید صفایی ]
                          

ولایت و رهبری و دفاع مقدس       

 

دیدگاه‌ها و اندیشه‌های دفاعی امام خمینی (ره) محوری‌ترین مبحث در پیروزی ماست. شناخت اندیشه‌ها و دیدگاه‌های دفاعی و تفكرات و آگاهی از دلائل امام امت (ره) برای مبارزه علیه مثلث شوم زر و زور و تزویر به ما كمك می‌كند اسلام ناب محمد (ص) را آن چنان كه او شناخته بود، بشناسیم و در جهت تحقق اهداف و آرمان‌های اسلام بدون افتادن در مسیرهای انحرافی و پیروی از منحرفین گام برداریم و مسؤولیت‌ها را همان‌گونه كه انجام دهیم كه خداوند متعال از ما می‌خواهد.

- اسلام و دفاع

- دیدگاه‌های دفاعی امام خمینی (ره)

معنای لغوی و اصطلاحی جهاد- دفاع:

جهاد از نظر لغوی به دو ریشه «جُهد، جَهد» باز می‌گردد. جَهد به معنی كوشش با صرف جان و مال است  به كار گرفتن تمام امكانات. جُهد به معنی گذشتن از مال و جان و صرف تمام نیروها و پذیرفتن سختیها برای رسیدن به هدف.

    - جهاد در قرآن:

برحسب مطالعه‌ی یكی از اسلام شناسان معاصر، و فور حداكثر سالیانه 5/23 درصد آیات، مربوط به جهاد می‌باشد. این رقم 5/23 درصد به سال سوم هجرت در مطالعه مزبور نتیجه‌گیری شده كه اصولاً نزول بیشترین آیات جهاد از سال 12 بعثت شروع می‌شود تا در سال سوم هجرت به اوج می‌رسد و بعد از سال ششم هجرت این منحنی روبه صعود نموده تا سال هفتم هجرت.

    - مبانی جهاد و دفاع در اسلام:

«كتب علیكم القتال و هو كره لكم»

 (جهاد برشما واجب‌گردیده و حال‌آنكه برای‌ شما ناخوشایند و موجب دشواری‌است.)

- دفاع و انواع آن:

دفاع امری قراردادی و اعتباری است كه در موقعیت‌های خاص و شرایطی ویژه تعریف و تبیین می‌گردد. به طور اصولی، دفاع به معنی دفع كردن یا مقابله با مهاجم یا مهاجمین می‌باشد.

- مدیریت دفاع:

اصل الاصول تحریم معقول، سیاستگزاری معقول است كه مسبوق به تجمع، تعهد و تخصص می‌باشد.

- زمینه‌های دفاع:

نهضت امام (ره) ادامه دهنده‌ی نهضت امام حسین (ع) و حلقه‌ی اتصال نهضت قائم آل محمد (ص) حضرت ولی عصر (عج) می‌باشد.

- نحوه دفاع:

    1-    دعوت به قیام

    2-    حفظ اتحاد و وحدت اسلامی

    3-    نفی سلطه پذیری و سلطه‌گری

    4-    سازش ناپذیری در مقابل دشمن

    5-    دفاع از سرحدات اسلامی

    6-    حمایت از نهضتهای آزادی‌بخش

    7-    تشكیل هسته‌های مقاومت در جهان

- امكان دفاع

دیدگاه امام راحل (ره) نسبت به امكانات و ابزار لازم برای دفاع دیدگاهی اختصاصی است:

«ما افتخار می‌كنیم كه در این نبرد طولانی و نابرابر فقط با تكیه بر سلاح ایمان و توكّل بر خدای بزرگ و دعای بقیه‌ا... (عج) اعتماد به نفس و همّت دلاورمردان و شیر زنانِ صحنه كارزار، به پیروزی رسیده‌ایم.»

    - دفاع در كلام حضرت امام خمینی (ره):

از میان تمام برداشت‌هایی كه از نظریه دفاع شده، شاید كامل‌ترین و وسیع‌ترین برداشت را امام بزرگوار درباره این مقوله با عبارتی از قبیل جهاد و بسیج در آثار خود ذكر كرده است، محدوده دفاع از نظر ایشان تنها به دفاع نظامی ختم نمی‌شود.

    - رسالت ما در دفاع از ارزش‌ها از دیدگاه امام خمینی (ره):

حضرت امام (ره) وظیفه‌ی خطیر دفاع از ارزشهای اسلامی را وظیفه‌ی همه می‌دانند و همه را مسئول

    - آثار دفاع:

           حركت قاطعانه و سازش ناپذیر و ستم‌سوز حضرت امام (ره) در دفاع آثاری را بر جای گذاشته است.

    - بركات دفاع در جنگ تحمیلی:

    1-    جنگ عامل وحدت

    2-    جنگ رسواكننده مخالفت اسلام

    3-    شكسته شدن ابهّت دو ابرقدرت

    4-    جنگ و تجربه‌ی علمی دفاع

    5-    معرفی قدرت اسلام

    6-    جنگ عامل اتكاء به خود

    7-    جنگ عامل شكوفایی استعدادها

    8-    جنگ اثبات توانائی‌ها

ضرورت و اهمیت آن به این دلیل است كه یكی از عوامل كاهش انحرافات و آسیب‌های اجتماعی ایجاد همبستگی در جامعه می‌باشد و همه صاحب‌نظران جامعه‌شناسی بر آن اتفاق نظر دارند. اتصال معنوی مهم‌ترین عامل همبستگی است. این موضوع در ارتباط با زنده نگه داشتن راه و كلام شهید در تداوم نسل‌ها می‌باشد و علت گزینش كتاب مطالعات اجتماعی، پایه بودن و الزامی بودن آن برای كلیه رشته‌هاست. یكى از رسالت‌های آموزش و پرورش در كنار سایر نهادها و ارگان‌ها انتقالتوأم با متعالی ساختن ارزش‌ها به نسل جوان می‌باشد و همچنین، بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس آن را از اولویت‌ها قرار داده است.  پس از نتیجه نهایی  پیشنهاداتی ارائه شده و بعد محدودیت‌ها مطرح گردیده است. از مهم‌ترین محدودیت‌ها نداشتن پیشینه تحقیق با ساختار منطقی و علمی در این زمینه بود كه محقق امیدوار است این تحقیق هر چند كه عاری از نقص نمی‌باشد، ولی می‌تواند پیشینه‌ای منطقی شود برای كسانی كه صادقانه در این راه گام می‌گذارند.

 





طبقه بندی: رهبر، دفاع مقدس،
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ سعید صفایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 25 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ

جان خود در ره "اولاد علی" می بازیم
همچو "مالک" به "عدوان علی" می تازیم

ای که گویی که خلایق ز "ولی" خسته شدند
کوری چشم تو بر "سید علی" می نازیم
مقام معظم رهبری

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
وصیت نامه شهدا
اخبار سیاسی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic